محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )

173

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )

كه همهء نقشهء يوسف بن نغزاله آن بود كه المعتصم بن صمادح ، غرناطه را در تصرف آورد . « 15 » در هرحال ، المعتصم بن صمادح توانست بر برخى اراضى شرقى غرناطه و دژ وادى آش تسلط يابد . در اخبار باديس نيز آورديم كه او در اواخر ايام خود به تن‌آسايى گراييده و برخى از بخشهاى مملكتش را از دست داده بود و هرچند توانست وادى آش را بعدها بازپس ستاند ، ولى ظاهرا جيان را در اواخر ايام حكومتش از دست داد ، بدين طريق كه المعتصم به يارى برخى از مخالفان او بر آن دست يافت . مملكت المريه در اين ايام جز شهر المريه شامل لورقه و جيان و بياسه مىشد كه المعتصم توانسته بود از متصرفات على بن مجاهد العامرى صاحب دانيه آن را منتزع كند ؛ ولى نتوانست جيان را براى مدت درازى نگه دارد و المعتمد بن عباد بعدها بر آن مستولى شد . « 16 » چون باديس درگذشت و نوه‌اش عبد اللّه بن بلقين به جايش نشست ميان عبد اللّه و المعتصم بر سر دژهاى غرناطه كه در حدود فنيانه بود كشمكشى درگرفت . عاقبت امير عبد اللّه مجبور شد آن دژها را ويران سازد تا صلح ميان او و امير المريه برقرار بماند . « 17 » از مهمترين خصالى كه المعتصم بن صمادح به آن اشتهار داشت شعر و ادب او و حمايتش از دولت شعر و ادب بود . دربار كوچك او در المريه از حيث نگهدارى و نواخت شاعران و ادبا با دربار اشبيليه رقابت مىكرد . در دربار المعتصم جمعى از اكابر شعراى عصر حضور داشتند . وزيرش ابو الاصبغ عبد العزيز بن ارقم شاعرى مقتدر بود كه در وصف و مدح دستى توانا داشت . ابو الاصبغ از شاعران ويژهء او بود . ابو عبد اللّه محمد بن عباده معروف به القزار شاعر موشحات و ابو الفضل جعفر بن شرف از مردم برجه نيز از شعراى دربار او بودند . مدايح جعفر بن شرف به سبب مضامين تازه و تصاوير بديع ، ممتاز است . ديگر ابو القاسم خلف بن فرج معروف به الميسر ، از مردم البيره بود كه در طنز و هزل استاد بود و ابن الحداد از اهالى وادى آش كه اين يكى بيشتر عمرش را در دربار المعتصم گذرانيد ، ولى به سبب لغزشى كه در شعر مرتكب شده بود روزى مورد خشم او واقع شد و از المريه بيرون

--> ( 15 ) . امير عبد الله : التبيان ، ص ، 53 . ( 16 ) . . 761 . p , ) 1091 , aicnelaV ( ebarA aicnelaV : srabI . R . A ( 17 ) . امير عبد الله : التبيان ، ص 89 و 90 .